تبليغاتX
متی قره
متی قره
*~*~~*~*

من اگر روح پريشان دارم
من اگر غصه هزاران دارم
گله از بازي دوران دارم
دل گريان،لب خندان دارم
به تو و عشق تو ايمان دارم


موضوع :


| *| نوشته شده در شنبه 17 اسفند1387 و ساعت 5:22 بعد از ظهر توسط متی قره |
*~*~در اینده میخواهید چه کاره شوید؟~*~*

 
سلام

اول بگویم که این مطلب رو من ننوشتم.دوم اینکه وقتی توی سایت خواندنیها دیدمش ابتدای امر کلی خندیدم و بعد کلی حالم گرفته شدسوم اینکه خدا کنه فقط یک طنز باشه و واقعیت نداشته باش از قراریک علم ایرانی اون رو واسه سایت مورد اشاره فرستاده......بخوانید:

.....مسلما این موضوع انشاء برای هزارمین بار تکرار شده است ، فقط برای اینکه تغییری ایجاد بشود موضوع رابه این صورت پای تخته سیاه کلاس نوشتم " می خواهید در آینده چه کاره شوید؟ الگوی شما کی است ؟..."و برایشان توضیح دادم الگو یعنی اینکه چه کسی باعث شده شما تصمیم بگیرید این شغل را انتخاب کنید . انشاء ها هم تقریبا همان هایی هستند که هزار ها بار تکرار شده اند ، با این تفاوت که چند تا شغل جدید به آن ها اضافه شده است .يك دانش آموز نوشته بود : من دوست دارم مهندس هوا و فضا شوم ولي پدرم می گوید ام.وی.ام بهترین رشته دنیا است و خیلی پول دارد . (حتما منظورش MBAاست)..دانش آموز دیگری نوشته بود : دوست دارم مهندسی اتم بخوانم ولی پدرم دوست ندارد می گوید اگر آشپزی بخوانم بیشتر به دردم می خورد و ... ولی اعتراف می کنم از همه تکان دهنده تر انشائ یک دختر 10 ساله بود که نوشته بود " می خواهم فاحشه بشوم " . شاید اولین باراست که یک دختر بچه ده ساله چنین شغلی را انتخاب کرده است ....

از متن انشاء:
....." خوب نمی دانم که فاحشه ها چه کار می کنند ولی به نظرم شغل خوبی است . خانم همسایه ما فاحشه است .این را مامان گفت . تا پارسال دلم می خواست مثل مادرم پرستار بشوم . پدرم همیشه مخالف است . حتی مامان هم دیگر کار نمی کند .من هم پشیمان شدم . شاید اگر مامان هم مثل خانم همسایه بشود بهتر باشد او همیشه مرتب است . ناخن هایش لاک دارند و همیشه لباس های قشنگ می پوشد . ولی مامان همیشه معمولی است .

مامان خانم همسایه را دوست ندارد . بابا هم پیش مامان می گوید خانم خوبی نیست . ولی یک بار که از مدرسه بر می گشتم بابا از خانه آن خانم بیرون آمد . گفت ازش سوال کاری داشته . بابای من ساختمان می سازد . مهندس است . ازش پرسیدم یعنی فاحشه ها هم کارشان شبیه مهندس های ساختمان است ؟ خانم همسایه هنوز دم در بود . فقط کله اش را می دیدم . بابا یکی زد در گوشم ولی جوابم را نداد . من که نفهمیدم چرا کتکم زد . بعد من را فرستاد تو و در را بست .

... من برای این دوست دارم فاحشه بشوم چون فکر می کنم آدم های مهمی هستند . مامان همیشه می گوید که مردها به زن ها احترام نمی گذراند .ولی مرد ها همیشه به خانم همسایه احترام می گذارند مثلا همین بابای من . زن ها هم همیشه با تعجب نگاهش می کنند ، شاید حسودی شان می شود چون مامانم می گوید زنها خیلی به هم حسودی می کنند . خانم همسایه خیلی آدم مهمی است . آدم های زیادی به خانه اش می آیند . همه شان مرد هستند . برای من خیلی عجیب است که یک زن رئیس این همه مرد باشد .

بعضی هایشان چند بار می آیند . بعضی وقت ها هم این قدر سرش شلوغ است که جلسه هایش را آخر شب ها تو خانه اش برگزار می کند . همکار هایش اینقدر دوستش دارند که برایش تولد گرفتند . من پشت در بودم که یکی از آنها بهش گفت تولدت مبارک . بابا می خواست من را ببرد پارک ، بهش گفتم امروز تولد خانم همسایه است . گفت می دانم . آن روز من تصمیم گرفتم فاحشه بشوم چون بابا تولد مامان را هیچ وقت یادش نمی ماند .

تازه خانم همسایه خیلی پول در می آورد . زود زود ماشین هایش را عوض می کند . فکر کنم چند تا هم راننده داشته باشد که می آیند دنبالش . این ور و آن ور می برند . ..من هنوز با مامان و بابا راجع به این موضوع صحبت نکردم . امیدوارم بابا مثل کار مامان با کار من هم مخالفت نکند.....


موضوع :


| *| نوشته شده در شنبه 17 اسفند1387 و ساعت 5:8 بعد از ظهر توسط متی قره |
*~*~~*~*

پنج قانون شاد زیستن:

قانون اول: اگر شما چیزی را دوست دارید، از آن لذت ببرید.

قانون دوم: اگر شما چیزی را دوست ندارید، از آن دوری جوئید.

قانون سوم: اگر شما چیزی را دوست ندارید و نمی توانید از آن دوری کنید، آن را تغییر دهید.

قانون چهارم: اگر شما چیزی را دوست ندارید و نمی توانید از آن دوری کنید و نمی توانید آن را تغییر دهید، آن را بپذیرید.

قانون پنجم: با تغییر دادن نگرشتان نسبت به چیزهایی که آنها را دوست نمی دارید، آنها را بپذیرید.


موضوع :


| *| نوشته شده در پنجشنبه 15 اسفند1387 و ساعت 4:21 بعد از ظهر توسط متی قره |
*~*~~*~*

 


بانو زلیخا ما كه فقط یك زن سان می باشیم و نه زنی كامل, نیك می دانیم كه برای مراوده با یك مرد باید بیشتر از یك روبند را وا كرد. آن هم از رخی كه طرف از بچگی دیده.
در این حالت اگر خودتان نمی گفتید كه من خود را برای تو آماده كرده ام ما هم كه داستان را بلد بودیم نمی فهمیدیم جریان چست.4.gif


 ای قربان آن دماغ عملیتان بشوم آن حجاب اسلامیتان ما را كشت.4.gif
تازه بد نیست بدانید كه هیچ مردی را نباید حبس كرد. مردها بر عكس زنهایند - كه نباید راه دررو داشته باشند تا بگویند كه مجبور بودیم و وجدان درد نگیرند- باید مردها را در دشت و دمن برد تا فكر كنند كه می توانند بروند و فرصت از كف دهند.
در ضمن ما هم مغروریم و هیچ مردی را عددی حساب نمیکنیم . اما وقتی یك بی پدری دلمان را برد, غرور را تف می كنیم و برتری را قی, و نمی آییم به طرف بگوییم تو برده مایی و باید ما را چیز كنی … چیز … مراوده كنی.

ما كاری می كنیم كه فكر كند خودش ما را اغفال كرده. اول كمی از دنیای خودمان می گوییم كه چه زندگی پوچ و بی عشقی داریم كه دلش به حال ما بسوزد, بعد ازش تعریف می كنیم. نه از قیافه اش كه: آه یوسف تو چقدر زیبایی! كه بعد بگوید: هر آینه تو زن شهوترانی هستی كه برایم نقشه چیده ای. بلكه از درونش تعریف می كنیم و می گوییم تو روح زیبایی داری و من عاشق خدای تو شده ام و از این حرفها كه بگوید: وای چه زن فهمیده و با ایمانی و ما را از تو خوش آمد.



بعد به گونه ای كه تابلو نشود مثلا به هوای خاراندن تنمان یقه مان را یكمی عقب می دهیم و پا روی پا می اندازیم به گونه ای كه ران مباركمان از شكاف دامن قلمبه بیفتد بیرون. بعد ضعیف می شویم و اشك ریزان كه نقطه ضعف مردان, كه همانا حامی و قویتر بودن است, تحریك شود و بیاید نازمان كند و بغل.

و كم كم گرمای تنمان كارساز شود و خفت طرف را بگیرد. بعد تازه ماجرا را اینجا تمام نمی كنیم. یك لب عاشقانه می گیریم و با نگاهی معصوم و غمگین می گریزیم. بدین گونه او كه این بار در كف مانده خود مترصد فرصتی شده می آید و ترتیبمان را می دهد كه اگر هم لو رفتیم دیگر واقعا” مقصر اوست و لازم نمی شود یك نی نی بیاید بگوید پیراهنش را از پشت دریده ای و آبرویمان نابود شود.



البته ما مطمئنیم كه بانو زلیخا بهتر از ما این ها را بلد است.

 اما چون مملكت اسلامیست و می شود به یوسف ماتیك زد ولی به زلیخا نه, درك می كنیم كه همان برداشتن رو بند هم خیلی حركت انقلابیی بوده, و واقعا” یوسف مرد با ایمانی بوده كه فریب نخورده و در رفته.
راستی زلیخا جان شما نسبتی با قالی کرمان ندارید ؟ 7.gif
جسارت نشود بانو جان ولی نظر ما را بخواهید این یوسف شما شبیه نقاشی این شهید فلسطینی ها بود. به ما باشد آن شیطان را ترجیح می دهیم كه هم انقدر ناز ندارد هم خیلی هات است.


موضوع :


| *| نوشته شده در چهارشنبه 14 اسفند1387 و ساعت 5:19 بعد از ظهر توسط متی قره |
*~*~شگفتی ~*~*










موضوع :


| *| نوشته شده در دوشنبه 12 اسفند1387 و ساعت 5:39 بعد از ظهر توسط متی قره |
*~*~سخنانه حکیمانه~*~*

عامه ي مردم روح خود را مي فروشند تا با عايدات آن عمري را با وجدان طي کنند ( لوگان پارسال اسميت ) .

2-
هرگز به دوستانت کاستي هايشان را در جمع نگو چون ممکن است عيوب خود را برطرف کنند اما مطمئنن هيچگاه تو را به خاطر اين تذکر نمي بخشند ( لوگان پارسال اسميت ) .

3 -
جامعه مثل آب نمک است شنا کردن در آن بد نيست اما بلعش وحشتناک است ( سايمن استرانسکي ) .

4 -
پول همه چيز زندگي نيست اما مي تواند همه چيز را بخرد ( ادموند استاکول ) .

5 -
ازدواج عوام ، آنان را از شخصيت تهي و از خصوصيات اخلاقي خالي مي کند ( رابرت لويي استيونسن ) .

6 -
ازدواج مکالمه ي طولاني دو انسان است که هر ازچند گاه به مشاجره مي انجامد ( رابرت لويي استيونسن ) .

7 -
جامعه ي آزاد جامعه اي است که افراد منزوي در آن امنيت کامل داشته باشند ( آدالي استيونسن ) .

8 -
براي اکثر مردم مرگ در راه اصول آسان تر از زندگي کردن بر اساس آن است ( آدالي استيونسن ) .

9 -
انتهاي راه، مرگ است ؛ تکامل در انتهاست ؛ هيچ چيز کامل نيست ؛ يک معادله با سه مجهول ( جيمز استفنر ) .

10 -
يک مرد بدون زن مثل ماهي بدون آب است اما يک زن بدون مرد مانند يک ماهي بدون دوچرخه است (گلوريا استاين) .

11 -
بدون تو تحمل بهشت ممکن نيست و با تو دوزخ ديگر مکاني جهنمي نيست ( جان اسپارو ، سنگ نوشته اش بر قبرهمسرش ) .

12 -
تعريف من از ازدواج چنين است : قضيه با دو نفر آغاز ميشود که زندگي را بدون وجود يکديگر غيرقابل تحمل مي بينند و بعد از مدتي به همان دو نفر ختم مي شود که حالا ديگر زندگي را در کنار هم غيرقابل تحمل مي بينند (سيدني اسميت ) .

13 -
عشق مثل باد روده است تا موقعي که در وجود توست خودت را ناراحت مي کند و زماني که ابراز مي شود ديگران را مي آزارد ( سرجان ساکلينگ ) .

14 -
اين يک اصل غيرقابل ترديد است : کساني که دائما از شرافت حرف مي زنند از آن بويي نبرده اند ( رابرت سرتيس ).

15 -
هميشه دوست داشتم فرصتي دست مي داد تا فروتني را تمرين کنم اما همواره به خاطر مي آوردم که من مهم تر از آن هستم که اوقاتم را صرف چنين اموري کنم (اسحاق سينگر).

16 -
انقلاب ستمديدگان را آزاد نمي کند تنها استثمارگران را عوض مي کند ( برنارد شاو ) .

17 -
عشق ، خطاي فاحش فرد در تمايز يک آدم معمولي از بقيه ي آدم هاي معمولي است ( برنارد شاو ) .

18 -
او هيچ چيز نمي داند ولي تصور مي کند وتظاهر مي کند که همه چيز را مي داند ، اين تعريف مختصر يک نماينده ي مجلس است ( برنارد شاو ) .

19 -
دو تراژدي دردناک در زندگي وجود دارد : يکي اينکه در عشقت ناکام شوي و ديگر اينکه به وصال عشقت برسي( برنارد شاو ) .

20 -
زماني که گفتم تا آخر عمر مجرد مي مانم نمي دانستم که آنقدر عمر مي کنم که ازدواج کنم ( ويليام شکسپير ) .

21-
تا بحال هیچ فیلسوفی قدم به عرصه خاک نگذاشته که بتواند دندان درد را تحمل کند. (ویلیام شکسپیر)

22-
هرچه بیشتر انسان ها را می شناسم، سگ ها را بیشتر ستایش می کنم. (ایوان شفر)

23-
زمانی که پریان از رقصیدن و روحانیون از گوشه نشینی دست برداشتند، عمر دنیای شاد به پایان می رسد. (جان سلدن)

24-
واعظ می گوید: چنان کن که من می گویم، نه چنان که من می کنم. (جان سلدن)

25-
خداوند، شریر را به اندازه کافی بر تخت نگه میدارد تا فرصت کافی برای توبه کردن داشته باشد. (سوفی سگور)

26-
برای شاد بودن، تنها به بدنی سالم و حافظه ای ضعیف نیاز داری. (آلبرت شوایتزر)

27-
در زندگی نه هدفی دارم نه مسیری، نه منظوری و نه حتی معنایی. اما شادم و این نشان می دهد که یک جای کار ایراد دارد. (چارلز شولز)

28-
فقرا نمی دانند که تنها دلیل آنان برای زندگی، تمایل ما به تظاهر به برخورداری از فضیلت سخاوت است. (ژان پل سارتر)

29-
آنان که گذشته را به خاطر نمی آورند مجبور به تکرار آن هستند. (جرج سانتایانا)

30-
من مردانی را دوست دارم که مردانه رفتار کنند، قوی و کودکانه. (فرانسواز ساگان)

31-
وقایعی مثل انقلاب، تنها شروع جذابی دارند. (هوارد ساکلر)

32-
اگر تمامی ما قدرت جادویی خواندن افکار یکدیگر را داشتیم نخستین چیزی که در دنیا از بین می رفت عشق بود. (برتراند راسل)

33-
احساس وظیفه در کار نیکو و در روابط آزاردهنده است. انسان ها تشنه محبت اند نه مراقبت. (برتراند راسل)

34-
ترس از عشق، ترس از زندگی است و آنان که از عشق دوری می کنند مردگانی بیش نیستند. (برتراند راسل)

35-
زندگی خوب، زندگی شاد است، البته منظور من این نیست که اگر شما خوب باشید حتما شاد خواهید بود. منظور من این است که اگر شما شاد باشید خوب زندگی خواهید کرد. (برتراند راسل)

36-
زن زشت وجود ندارد، تنها زنانی وجود دارند که حوصله نشستن جلوی آینه و آرایش را ندارند. (هلنا روبنیشتین)

37-
بعد از ازدواج دیگر عشق نیست. تنها زندگی است. (رومن رولان)

38-
قبل از ازدواج، مرد قبل از خواب به حرف هایی می اندیشد که شما گفته اید اما بعد از ازدواج مرد، قبل از این که شما حرف بزنید به خواب می رود. (هلن رولان)

39-
دختری که ازدواج می کند، توجه جمع کثیری از مردان را با بی اعتنایی یکی از آنان عوض می کند. (هلن رولان)


موضوع :


| *| نوشته شده در دوشنبه 12 اسفند1387 و ساعت 2:36 بعد از ظهر توسط متی قره |
*~*~گربه کاغذی~*~*


موضوع :


| *| نوشته شده در یکشنبه 11 اسفند1387 و ساعت 9:43 بعد از ظهر توسط متی قره |
*~*~آرزوی خانه شخصی~*~*


موضوع :


| *| نوشته شده در یکشنبه 11 اسفند1387 و ساعت 5:2 بعد از ظهر توسط متی قره |
*~*~ایدز چیست؟~*~*


ایسکانیوز ـ عامل بیماری ایدز، ویروس ایدز یا HIV است. ویروس ایدز عضو گروهی از ویروس‌ها به نام رتر ویروس‌ها است و این ویروس باعث ایجاد بیماری نقص اکتسابی دربدن انسان می‌شود.

به گزارش سرویس علمی پژوهشی ایسکانیوز، ساختمان ویروس ایدز ساختمان ساده‌ای است که از یک ژن هشت کروموزومی در وسط تشکیل شده، اطراف این ژن را یک هسته پروتئینی احاطه کرده که سطح ویروس از پروتئین و مواد قندی پوشیده شده است.
ساختمان سطح ویروس به چسبیدن آن به سلول‌های خاص بدن انسان کمک می‌کند. این سلول‌های سیستم ایمنی بدن انسان هستند و مهمترین آنها لنفوسیت‌هایی به نام CD4 هستند که نقش مهمی در هماهنگ کردن پاسخ ایمنی بدن علیه عفونت دارند.
چگونه ویروس به سلول‌های انسان حمله می‌کند؟
ماده ژنتیکی ویروس ایدز ازجنس RNA است که با ماده ژنتیکی انسان که ازجنس DNA است تفاوت دارد، برای اینکه ویروس بتواند از سلول انسان با ماده ژنتیکی متفاوتش برای تکثیر خود استفاده کند باید بتواند RNA خود را به DNA تبدیل کند به همین خاطر ویروس پس از ورود به سلول انسان با استفاده از یک آنزیم به نام ترانس کریپتاز معکوس ماده ژنتیکی خود را که از RNA است تبدیل به DNA می‌کند (همانند ماده ژنتیکی انسان) سپس این DNA وارد یک کروموزوم انسان می‌شود و به این شکل در طول عمر سلول در داخل آن باقی می‌ماند، در واقع سلول انسان میزبان ویروس می‌شود.
این ذره ویروسی در سلول میزبان با استفاده از منابع سلول به رشد و تولید ذرات جدید RNA می‌پردازد، این ذرات جدید در داخل ویروس یا به صورت خاموشی باقی می‌مانند یا تحت تاثیر عوامل به صورت فعال درمی‌آیند سپس این ذرات از داخل سلول آزاد می شوند و با استفاه از آنزیم‌های ویروسی بلوغ خود را طی می‌کنند اینک هر یک از این ویروس‌های جدید آماده‌اند تا سایر سلول‌های انسان را آلوده کنند.
اگر ویروس در داخل سلول میزبان بسیارفعال شود ممکن است سبب شکافته شدن و مرگ سلول شود این یکی از روش‌هایی است که ویروس استفاده از آن باعث انهدام سلول‌های میزبان می‌شود.
با فعال کردن سلول‌های مهار کننده: این سلول‌ها از جنس سلول‌های سفید خون هستند که T8 نیز نامیده می‌شوند این سلول‌های مهارکننده، رشد ویروس را مهار یا کند می‌کنند.
با تولید پادتن: پادتنها پروتئین‌هایی هستند که توسط سیستم ایمنی بدن برای مبارزه علیه عوامل بیماری زا تولید می‌شوند.
هنگامی که ویروس ایدز وارد بدن می شود، بدن علیه آنها پادتن‌های ضد ویروس ایدز را می‌سازد.
پادتن ضد ویروس ایدز به آن می‌چسبد و از ورود ویروس به سلول‌های جدید جلوگیری می کند در صورتی که پادتن ضد ویروس ایدز درخون شخصی دیده شود معنای آن این است که شخص به ویروس ایدز آلوده شده است. از این پادتن‌ها در خون برای تشخیص آلودگی به ویروس ایدز استفاده می کنند.
پاسخ ایمنی بدن نسبت به ویروس ایدزخاصیت تخریبی این ویروس روی سیستم ایمنی را گاه تا سال‌ها محدود می‌کند اما متاسفانه ویروس ایدز روش‌هایی که توسط آنها می‌تواند از چنگ سیستم ایمنی بدن آنها بگریزد.
فاصله زمانی بین آلودگی به ویروس تا ایجاد بیماری‌های وابسته به ایدز در افراد مختلف متفاوت است و معمولا به طور متوسط حدود 8 تا 10 سال طول می کشد.
نویسنده: غفار نصیری راد


موضوع :


| *| نوشته شده در یکشنبه 11 اسفند1387 و ساعت 5:0 بعد از ظهر توسط متی قره |
*~*~منظره~*~*


موضوع :


| *| نوشته شده در یکشنبه 11 اسفند1387 و ساعت 4:50 بعد از ظهر توسط متی قره |

 

 


meti-ghare

متی قره

meti-ghare

http://meti-ghare.blogfa.com

متی قره

متی قره

متی قره

قاشو

متی قره

قالب بلاگفا

قالب پرشین بلاگ

قالب وبلاگ

Free Template Blog